تبلیغات
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم - توبه و استغفار واقعی و راه بازگشت از گناه از منظر قرآن و احادیث
سال ها مهر تو را در دل خود جا دادم گر کنم عمر هزاران ، به کسی پس ندهم
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم

اگر كسی به چند گناه كبیره آلوده شده باشد آیا راهی برای پاك كردن آنها وجود دارد؟ اگر دارد چگونه؟ و اگر نه چه باید كرد كه از اعمال خود پشیمان است؟

همه گناهان , در این دنیا قابل اصلاح و جبران و در نتیجه قابل بخشش و آمرزش الهی است در این میان نقش توبه در بازگشایی در سعادت و قرار گرفتن در مسیر حق و اصلاح عملكردهای غلط گذشته و گشودن دریچه امید به روی انسان بسیار اساسی است. بسیار می شود كه از انسان در طول زندگی و به ویژه در آغاز تربیت و اصلاح نفس، لغزش هایی سر می زند، اگر درهای بازگشت به روی او بسته شود مأیوس می گردد و برای همیشه از راه می ماند و لذا در مكتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یك اصل تربیتی با اهمیت زیاد مطرح است و اسلام از تمام گنهكاران دعوت می كند كه برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در وارد شوند.

حضرت سجاد(علیه السلام) در مناجات تایبین از مناجات های پانزده گانه (خمسه عشر) كه در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده است به پیشگاه خداوند چنین عرضه می دارد:

خدایا! تو كسی هستی كه دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه گذاشته ای و فرموده ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص كنید. اكنون عذر كسانی كه از ورود به این در بعد از گشایش آن غافل شوند چیست؟

در روایات به قدری بر مسأله توبه تأكید شده كه در حدیثی از حضرت امام باقر(علیه السلام) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما و فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از كسی كه مركب و توشه خود را در بیابان در یك شب تاریك گم كرده و سپس آن را می یابد، شاد می گردد» (تفسیر نمونه، ج 24، ص 295).

و باز در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب كمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه كالمستهزء؛ كسی كه از گناه توبه كند، همچون كسی است كه اصلا گناه نكرده است و كسی كه به گناه خود ادامه دهد در حالی كه استغفار می كند مانند كسی است كه مسخره می كند» (همان، ص 296).

حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه است كه لازمه آن تصمیم بر ترك گناه در آینده است و اگر گناه گذشته كاری بوده كه قابل جبران است باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب اركان توبه را می توان در پنج چیز خلاصه كرد: 1. ترك گناه، 2. ندامت، 3. تصمیم بر ترك در آینده، 4. جبران گذشته، 5. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.

پس توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترك در آینده نیست، بلكه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهكار در مقام جبران برآید و فسادی را كه مرتكب شده جبران نماید. این صحیح نیست كه مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم كنیم و بعد در خانه خلوت استغفار نماید. پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تكالیفی را كه ضایع و ترك كرده و نیز حقوقی از مردم را كه تباه ساخته جبران نماید و آنها را تدارك كند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امكان و دسترسی از آنها رضایت و حلالیت بطلبد.

شرایط پذیرش توبه:

1. گناه را از روی جهالت و نادانی و طغیان غرایز و تسلط هوس های سركش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان انجام داده باشد نه از روی انكار حكم خداوند و عناد و دشمنی، چون چنین گناهی حكایت از كفر انسان می كند و توبه از آن قبول نیست مگر این كه از این حالت بازگردد و دست از عناد و انكار بشوید.

2. هنوز چندان زمانی از گناه نگذشته توبه كند و زود پشیمان شود و به سوی خدا بازگردد، زیرا توبه كامل آن است كه آثار و رسوبات گناه به كلی از روح و جان انسان شسته شود و كمترین اثری از آن در دل باقی نماند و این در صورتی است كه در فاصله نزدیكی قبل از ریشه دواندن گناه در دل، انسان پشیمان گردد، در غیر این صورت غالبا اثرات گناه در زوایای قلب و جان انسان باقی می ماند، پس توبه كامل آن است كه زود انجام پذیرد.

امیر مؤمنان(علیه السلام) در حكمت 417 از نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی) در جواب كسی كه در حضور امام(علیه السلام) بدون توجه لازم گفت: «استغفرالله» فرمود: مادرت بر تو بگرید، آیا می دانی معنای استغفار چیست؟

استغفار درجه والامقامان است و دارای شش معنا می باشد.

1. پشیمانی از گذشته.

2. تصمیم به عدم بازگشت به گناه.

3. پرداخت حقوق مردم، چنانچه خدا را پاك دیدار كنی كه چیزی بر عهده تو نباشد.

4. تمام واجب های ضایع شده را به جا آوری.

5. گوشتی را كه از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب كنی، چنان كه پوست به استخوان چسبیده، گوشت تازه بروید.

6. رنج طاعت را به تن بچشانی چنان كه شیرینی گناه را به او چشانده بودی، پس آنگاه بگویی: «استغفرالله».

در پایان ذكر این نكته لازم است كه گاهی شیطان آن چنان اندوه بر اشتباهات و خطاهای گذشته را بر انسان غالب و چیره می سازد كه قدرت و توان جبران در آینده را از انسان می گیرد و آینده انسان یكسره در اندوه گذشته می گذرد. ما باید به وعده الهی كه فرموده توبه گنهكاران را می بخشم ایمان داشته باشیم و با توبه واقعی گذشته را پاك كرده و پشت سر بگذاریم و یكسره در اندیشه موفقیت در آینده و عمل به وظایف بندگی و مسؤولیت های الهی خود باشیم و رضایت خداوند را در آینده جایگزین ناخشنودی او از گذشته سازیم پس با توبه خالصانه باید به درگاه او برویم و یقین داشته باشیم كه خدای مهربان و غفور و با گذشت توبه ما را می پذیرد و توفیق اعمال صالح را به ما عنایت می فرماید. اگر كسی به این وعده الهی كه آمرزش گناهان به دنبال توبه است، ایمان نیاورد در ایمانش باید شك كند و نگاهی دوباره به اعتقاداتش بیاندازد و در واقع این باور به اینجا برمی گردد كه - نعوذ بالله - خداوند به قدری ضعیف و ناتوان است كه توانایی آمرزش و گذشت از اعمال بد ما را ندارد و این به نقصان باور و سستی اعتقاد ما بر می گردد كه سخن الهی و وعده های او را باور نكرده ایم و به میزان بزرگی و عظمت و كرامت و لطف و عنایت او پی نبرده ایم. خواست شیطان این است كه درون و باطن ما ناآرام و مضطرب باشد تا نتوانیم به یاد خدا باشیم و به او توجه كنیم، چون یاد الهی و توجه به او و تفكر در عظمت او و مطالعه پیرامون صفات و كمالات او تنها در سایه آرامش درونی امكان پذیر است و خداوند با پذیرش توبه ما می خواهد درون ما را كه با گناه ملتهب و آشفته و تیره و تار شده دوباره آرام سازد ولی شیطان با وسوسه پذیرفته نشدن توبه نمی خواهد آرامش و سكون دل كه زمینه ساز یاد و ذكر الهی و اندیشه و تفكر عمیق و سعادت بخش است به درون و قلب ما باز گردد. علامت پذیرفته شدن توبه همان ناراحتی درون و اضطراب قلبی است كه این خود از عنایت های الهی است كه زمینه توبه با این توجه و تنبه و عذاب روح و وجدان فراهم كرده و خدایی كه این زمینه را فراهم كرده حتما این توبه را از بنده پشیمانش می پذیرد. علامت دیگر پذیرش توبه همان میل درونی به انجام كارهای نیك و موفق شدن بر ترك اعمال ناشایست گذشته است. فراموش نكنیم بزرگانی مانند فضیل بن عیاض و بشر حافی و حر بن یزید، بعد از توبه از اعمال بد گذشته راه به جاده بندگی گذاشتند و از بسیاری از كسانی كه اعمال بدی مانند آنها انجام نداده بودند، پیشی گرفتند و به قرب الهی رسیدند. همه گناهان , در این دنیا قابل اصلاح و جبران و در نتیجه قابل بخشش و آمرزش الهی است در این میان نقش توبه در بازگشایی در سعادت و قرار گرفتن در مسیر حق و اصلاح عملكردهای غلط گذشته و گشودن دریچه امید به روی انسان بسیار اساسی است. بسیار می شود كه از انسان در طول زندگی و به ویژه در آغاز تربیت و اصلاح نفس، لغزش هایی سر می زند، اگر درهای بازگشت به روی او بسته شود مأیوس می گردد و برای همیشه از راه می ماند و لذا در مكتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یك اصل تربیتی با اهمیت زیاد مطرح است و اسلام از تمام گنهكاران دعوت می كند كه برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در وارد شوند.

حضرت سجاد(علیه السلام) در مناجات تایبین از مناجات های پانزده گانه (خمسه عشر) كه در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده است به پیشگاه خداوند چنین عرضه می دارد:

خدایا! تو كسی هستی كه دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه گذاشته ای و فرموده ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص كنید. اكنون عذر كسانی كه از ورود به این در بعد از گشایش آن غافل شوند چیست؟

در روایات به قدری بر مسأله توبه تأكید شده كه در حدیثی از حضرت امام باقر(علیه السلام) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما و فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از كسی كه مركب و توشه خود را در بیابان در یك شب تاریك گم كرده و سپس آن را می یابد، شاد می گردد» (تفسیر نمونه، ج 24، ص 295).

و باز در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب كمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه كالمستهزء؛ كسی كه از گناه توبه كند، همچون كسی است كه اصلا گناه نكرده است و كسی كه به گناه خود ادامه دهد در حالی كه استغفار می كند مانند كسی است كه مسخره می كند» (همان، ص 296).

حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه است كه لازمه آن تصمیم بر ترك گناه در آینده است و اگر گناه گذشته كاری بوده كه قابل جبران است باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب اركان توبه را می توان در پنج چیز خلاصه كرد: 1. ترك گناه، 2. ندامت، 3. تصمیم بر ترك در آینده، 4. جبران گذشته، 5. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.

پس توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترك در آینده نیست، بلكه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهكار در مقام جبران برآید و فسادی را كه مرتكب شده جبران نماید. این صحیح نیست كه مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم كنیم و بعد در خانه خلوت استغفار نماید. پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تكالیفی را كه ضایع و ترك كرده و نیز حقوقی از مردم را كه تباه ساخته جبران نماید و آنها را تدارك كند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امكان و دسترسی از آنها رضایت و حلالیت بطلبد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 11 فروردین 1394 04:31 ب.ظ
از اسمش معلومه . شیطان یعنی دشمن انسان .
شیطان که راننده گشت جز یک خطا نکرد
خود را برای سجده آدم رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز
آن سجده را بر آدم و این بر خدا نکرد
بسیار متشکرم از دقت و نکته سنجی شما
کاربر گرانقدر
سه شنبه 11 فروردین 1394 11:42 ق.ظ
واقعا عالی بود استاد پناهی
بخصوص این جمله خیلی دل نشین بود:
خواست شیطان این است که بعدازتوبه درون وباطن ما ناآرام ومظطرب باشد تا نتوانیم به یاد خدا باشیم وبه او توجه کنیم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سلیمان پناهی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
بازدید کننده ی گرامی ضمن تشکر از حضور شما لطفاً نظر خویش را در مورد وبلاگ اینجانب و محتوای آن اعلام بفرمائید :







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :