تبلیغات
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم - نکات اخلاقی در آداب معاشرت شاگرد با استاد خویش
سال ها مهر تو را در دل خود جا دادم گر کنم عمر هزاران ، به کسی پس ندهم
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم

آداب و آئین زندگانی شاگرد با استاد و راهبر و پیشوای خود، و وظائف ضروری او در بزرگداشت حرمت وی ؛

متن بسیار عالی و کاملی که پیش رو دارید یکی از مهم ترین آداب ضروری در امورات اخلاقی یعنی نحوه رابطه شاگرد با استاد را به صورت مفصّل شرح می دهد. این مقاله برگرفته از کتاب عربی : منیه المرید فى آداب المفید و المستفید است که با قلم شیوای شهید ثانی جناب زین الدّین بن نورالدّین على بن احمد بن محمّد بن جمال الدّین بن تقى بن صالح بن مشرف عاملى جبعى نگاشته شده و توسّط جناب دکتر سیّد محمّد باقر نجفی به زبان پارسی برگردانده شده است.
به این امید که همانند اساتید بزرگوارمان که به خوبی حافظ حریم استاد خویش بوده اند ما نیز چنین سلوکی را اتّخاذ کرده و مقدّمات تطهیر نفس خویشتن را به خوبی فراهم سازیم.
بزرگداشت مقام استاد : 
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است كه امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمود : یكى از حقوق عالم و دانشمند بر تو، این است كه زیاده از حد، از او پرسش نكنى و دست به دامن او نگردى . اگر بر مجلس عالم و دانشمند وارد شدى و ملاحظه كردى كه گروهى از مردم نزد او به سر مى برند بر همه آنها سلام كن ، و سلام و درود ویژه خود را به آن عالم و دانشمند تقدیم نما. و براى نشستن ، جایگاهى را رو به روى او در برابرش انتخاب كن و پشت سر او منشین . با گوشه چشم و چشمك زدن و یا با دست خود و در محضر عالم ، و در حضور او اشاره مكن . و در مقام ستیز و مخالفت با سخن او، پى هم مگو كه فلانى چنین گفت ، فلانى چنان گفت . از طول مصاحبت و همنشینى با عالم و دانشمند، ملول و دلتنگ مشو.
مثل و داستان دانشمند، مثل خرما بُن است . باید در انتظار آن به سر برى تا چه هنگامى رُطَبى از شجره سخنان او بر تو فرو افتد (و شهد آن ، كام تو را شیرین سازد). عالم و دانشمند از نظر اجر و پاداش از روزه دار و سحرخیز و شب زنده دار، و جنگجوى در راه خدا، داراى بهره فزون ترى است .
در حدیث مربوط به (حقوق ) - كه نسبه طولانى و مفصّل است ، و از امام سجّاد، زین العابدین علیه السّلام روایت شده - چنین آمده است : حقّ راهبر و مدبّر و كارساز زندگانى روحى تو - كه از مجراى علم ، وجودت را تحت مراقبت خویش مى گیرد - این است كه از او تجلیل نموده ، و مجلس و محفل او را گرامى دارى ، و به سخنان او كاملاً گوش فرا دهى . و با چهره اى گشاده بدو روى آورى ، صدایت را هنگام گفتگو با دیگران در محضر وى ، و یا به هنگام گفتگوى با او - بلند نسازى . اگر كسى از او سؤال كرد در پاسخ دادن به آن پیش دستى نكنى ، یعنى بگذار خود او پاسخ آن پرسش را شخصاً القاء نماید. و با احدى در محضر او گفتگو نكن ، و از هیچ كس نزد او غیبت ننما یعنى : اگر كسى نزد تو از او به بدى یاد كرد باید در مقام دفاع و حمایت از او برآئى ، و از او عیب پوشى كنى ، و محاسن و خوبی هاى او را به دیگران اظهار نمائى . با دشمنانش همنشین نگردى ، و با دوستانش دشمنى نكنى .
اگر به اداء این حقوق نسبت به عالم و دانشمند و استاد خویش ، موفّق گردى ، فرشتگان آسمانى در جهت خیر و منافع تو گواهى خواهند داد كه تو آهنگ چنین استاد و دانشمندى را داشته ، و علم و دانش را براى خدا و هدفى الهى از پیشگاه او فراگرفته اى ، نه براى مردم . (یعنى قصد تو برخوردار از اخلاص بوده است)
نكات جالب تربیتی در داستان حضرت موسی و حضرت خضر علیهما السّلام :
خداوند متعال داستانى از حضرت موسی علیه السّلام در قرآن كریم بازگو فرموده كه او به حضرت خضر علیه السّلام گفت :
هَل اَتَّبِعُكَ عَلَی اَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمتَ رُشداً (سوره کهف ، آیه 66 )
آیا مرا رخصت مى دهى كه در پی تو آیم تا رهنمودها و عوامل هدایت و واقعیت هایی را كه آموختى اى ، به من تعلیم دهى ؟
یا آن كه موسی علیه السّلام پس از آن كه پاسخ مثبتى از جانب خضر علیه السّلام دریافت نكرد به او گفت :
سَتَجِدُنِى اِن شَاءَ اللهُ صَابِراً وَ لاَ اَعصِى لَكَ اَمراً (سوره کهف ، آیه 69 )
مرا به خواست خداوند، خویشتن دار خواهی یافت و نیز سر از فرمان تو نپیچم .
در این دو گفتار كوتاه حضرت موسى علیه السّلام، گزیده اى از آداب و آئین هاى شكوهمند به چشم مى خورد كه میان یك شاگرد و معلّم او اتّفاق افتاده بود. و با وجود این كه می دانیم كه حضرت موسی علیه السّلام پیامبری عظیم الشّأن ، و داراى جلالت قدر و منزلت ، و یكى از رسولان اولوا العزم پروردگار بوده است ، عظمت شخصیت این چنینى او مانع از آن نبوده است كه آداب و آئین هاى در خور یك شاگرد نسبت به استاد را در نظر گیرد، و آن را به كار بندد. اگرچه شاگرد مورد نظر، یعنی موسی علیه السّلام به جهاتى دیگر - غیر از مقام شاگردى - از معلّم و استاد خویش ، كامل تر و لایق تر بوده است .
اگر بخواهیم تمام آداب و نكات ظریف تعلیم و تربیت و مطالب دقیقى كه در لابلاى گفتگوی حضرت موسی و حضرت خضر علیهما السّلام به چشم مى خورد، و خداوند متعال ، این داستان را به صورت فشرده اى در قرآن كریم بازگو فرموده است، استقصاء و غور و بررسی كنیم از حدّ و مرز موضوع كتاب خود پا فراتر می نهیم . ولى ما نكاتى را بررسى مى كنیم كه به جمله اوّل ارتباط دارد و آن عبارتست از آیه :
هَل اَتَّبِعُكَ عَلَی اَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمتَ رُشداً (سوره کهف ، آیه 66 ).
این آیه ، دوازده خصیصه و نكته سودمند تربیتى را به ما ارائه مى كند:
1 ـ  موسی علیه السّلام خویشتن را تابع و پیرو استاد خود معرّفى كرده است . این مسأله ایجاب مى كند كه مقام و منزلت موساى شاگرد، از مقام استادش خضر علیه السّلام ، فروتر باشد؛ چون قاعده ی مقام و مرتبت تابع ، نسبت به متبوع خود، فروتر و پائین تر است .
2  ـ موسی علیه السّلام با واژه هَل : آیا ، از خضر علیه السّلام اجازه و رخصت مى طلبد. یعنى آیا اجازه مى دهى كه در پى تو آیم . چنین مطلبى نمایانگر مبالغه عظیمى درتواضع مى باشد كه باید شاگرد نسبت به استاد خویش معمول دارد.
3 ـ موسی علیه السّلام خود را در برابر معارف و آگاهى هاى خضر، جاهل و نا آگاه معرّفى كرده است ، و در حقیقت با عبارت : عَلَی اَن
تُعَلِّمَنِ : براى این كه به من تعلیم دهى ، به نا آگاهى خویش و مقام والا و ارجمند استادش ، اقرار و اعتراف نموده است .

 

 4- موسی علیه السّلام (با چنین تعبیر) به عظمت نعمتى كه از راه تعلیم عائد او گشته ، اقرار كرده است ؛ زیرا او از خضر درخواست نمودكه همان گونه با او رفتار كند كه خداوند متعال با خود او رفتار كرده است ، و در حقیقت درطى تعبیر مِمَّا عُلِّمتَ رُشداً به خضر گفت : شایسته است كه احسان تو، به من ، به گونه احسان خداوند نسبت به خودت باشد. (یعنى خداوند متعال از طریق تعلیم ، بر تو منّت نهاد و به تو احسان فرمود؛ تو نیز همان منّت و احسان را درباره من معمول دار و به من تعلیم ده ). به همین جهت است كه گفته اند : (من بنده كسى هستم كه علم و دانش را از او اخذ نمودم . اگر كسى مسأله اى را به شخصى بیاموزد، زمام اختیار او را به كف گرفته و مالك او مى گردد).
5 ـ معنى متابعت و پیروى كردن از شخص دیگر، این است كه تابع ، همانند اعمال و رفتار متبوع ، رفتار خویش را تنظیم نماید. البتّه از آن جهت كه چون متبوع او چنین كرد؛ زیرا هیچ ملاك دیگرى نمى تواند جز انجام دستور متبوع ، معیار تبعیّت باشد. این نكته به ما مى فهماند كه شاگرد و دانشجو باید در نخستین گام خود در راه تحصیل ، این خصیصه و وظیفه را به كار دارد كه همواره در برابر گفتار و رفتار استاد، تسلیم بوده و با او نستیزد.
6 ـ  لزوم عمل به قوانین و راه و رسم متابعت - كه در این آیه به چشم مى خورد - به هیچ قید و شرطى مقیّد نیست ؛ بلكه لزوم عمل به آداب و آئین هاى متابعت ، به صورت مطلق یعنى به گونه اى كه به هیچ قید و بندى مقیّد نشده است ، نشان دهنده لزوم به كار داشتن منتهاى تواضع شاگرد نسبت به معلّم و استاد مى باشد.
7 ـ در آیه مذكور (در مورد وظیفه شاگرد نسبت به معلّم )، این جهات به ترتیب گوشزد شده است : پیروى ، تعلیم ، خدمت ، و تعلّم و دانش جوئى (یعنى در این آیه ، نظم و ترتیبى راجع به نكاتى چند به چشم مى خورد كه بسیار جالب مى باشد؛ به این معنى كه باید شاگرد در گام نخست ، تابع و پیرو معلّم بوده ، و سپس ‍معلّم ، او را تعلیم داده ، و در سومین مرحله ، خویشتن را در خدمت به استاد قرار دهد تا سرانجام در نهائى ترین مرحله ، از علم و دانش او برخوردار گردد و به علم آموزى نزد وى بپردازد.
8 ـ معنى و منظور جمله هَل اَتَّبِعُكَ عَلَی اَن تُعَلِّمَنِ ؛ این است كه من بر اساس این متابعت - جز آموختن علم - هدف دیگرى ندارم . گویا موسی علیه السّلام به خضر علیه السّلام چنین گفته باشد : من از رهگذر متابعت از تو، خواستار مال و جاه و مقام نیستم . (و همین موضوع به ما هشدار مى دهد كه دانشجو نباید در همرهى و همدمى با استاد - جز علم و دانش - پویاى هدف هاى دیگرى باشد.
9 ـ جمله مِمَّا عُلِّمتَ ، اشاره به بخشى از معلومات خضر است كه آن را خداوند متعال به وى آموخته بود، و در حقیقت موسی علیه السّلام مى خواهد به خضر علیه السّلام بگوید : من جویاى برابرى و هماوردى با تو در علم نیستم ، و نمى خواهم همه آنچه را كه از خدا آموخته اى فراگیرم ؛ بلكه مى خواهم به بخشى از معلومات تو دست یابم ؛ زیرا تو براى همیشه از من ، فزون مایه تر و گران قدرتر مى باشى . (یعنى همیشه مقام و منزلت استاد نسبت به شاگردش - هر چند آن شاگرد عظیم القدر باشد - به مراتب ، برتر و والاتر است).
10 ـ و نیز همین جمله مِمَّا عُلِّمتَ ، نمایانگر اعتراف موسی علیه السّلام است به این كه خداوند متعال ، علم را در اختیار خضر علیه السّلام (و همه افراد بشر) قرار داده است ، و از آن چنین استفاده مى شود كه باید علم و دانش و معلّم و استاد را ارج نهاده و قدرت منزلت او را والا برشمرد (و معلّم بودن یكى از سمت هاى الهى است ؛ چون بشر علم را از خدا فراگرفته است.)
11  ـ    كلمه رُشداً ، حاكى از آن است كه موسی از خضر، درخواست ارشاد و راهنمائى كرده است به گونه ای كه اگر موسی علیه السّلام از بركات ارشاد خضر علیه السّلام بهره مند نمى گردید، سرگشته و گمراه مى شد. همین نكته به ما مى فهماند كه موسای شاگرد به مسأله شدّت نیاز خود به علم آموختن و تذلّل و فروهشتن مقام خویش و شكسته نفسى جالب توجّه در برابر خضر، و نیز احتیاج آشكار و علنى خویش به علم و آگاهى استاد، اعتراف نموده است .
12 ـ  در حدیث آمده است كه خضر علیه السّلام، نخست می دانست موسی علیه السّلام پیامبرى از بنى اسرائیل مى باشد، و او صاحب كتاب (تورات )، و كسى است كه خداوند، - بى واسطه - با او هم سخن شد. (و لذا از او به عنوان (كلیم الله (یاد مى كنند) و او را به وسیله معجزات و كرامات ، ویژگى داد. مع هذا موسی علیه السّلام با وجود چنین مناصب و مدارج رفیع ، با تواضع شگرفى - كه عظیم ترین مدارج فروتنى را نمایانگر است - در برابر استادش ، موضع گیرى كرده است .
از نكته مذكور، نتیجه مى گیریم كه خضر در مقام استادى از لحاظ لیاقت و شایستگى ، مقام و منزلتش از موسای شاگرد، رفیع تر مى باشد؛ زیرا اگر كسى داراى احاطه علمى فزون ترى باشد، قهراً آگاهى او به محتوى و هدف هاى علوم و دانش ها - كه عبارت از همان سعادت و نیكبختى و سرور و شادمانى و لذّت و كامیابى است - بیشتر و فزون تر خواهد بود. لذا حسّ كنجكاوى و كنكاش او در وصول به چنین سعادت و لذّت ، تقویت شده ، و قهراً تجلیل و بزرگداشت او اهل علم ، از كمال بیشترى برخوردار خواهد بود.
چند نكته تربیتی دیگر در سخنان حضرت خضر علیه السّلام :
با وجود این كه حضرت خضر علیه السّلام از چنان معرفت و آگاهى و مزیت نسبت به حضرت موسی علیه السّلام و نبوّت او بهره مند بود، و نیز موسی با چنان ادب و تواضع شگرفى در برابر خضر، موضع گرفت ، مع هذا خضر با جوابى عالى و گفتارى نسبه خشونت آمیز - كه حاكى از شكوهمندى خضر و گسترش شعاع قدرت او، و بیانگر عدم رعایت نزاكت نسبت به موسى بود - به تواضع و فروتنى وى پاسخ مى گوید، و بلكه موسی را به ناتوانى و ناشكیبائى توصیف مى نماید و مى گوید:
اِنَّكَ لَن تَستَطِیعَ مَعِیَ صَبراً (سوره کهف ، آیه 67 )
موسی ! تو هرگز توانائى خویشتن دارى با مرا ندارى .
این گفتار كوتاه خضر علیه السّلام نیز حامل نكات سودمند فراوانى است ؛ از آن جهت كه ضرورت اظهار ادب به معلّم ، و عزیز شمردن و ارج نهادن علم و بزرگداشت مقام دانش را به وجهى نمایان مى سازد كه انسان را وادار به تأسّی و سرمشق گرفتن از سخنان خضر علیه السّلام مى نماید. اگرچه این موضوع ارتباط وثیقى با موضوع بحث ما ندارد؛ ولى ما پاره اى از این نكات را به مناسبت بحث، یاد مى كنیم ، نكاتى كه با كلّیات و اساس كتاب ما بى ارتباط نیست و با آن بیگانگى ندارد.
این نكات به ترتیب عبارتند از:
الف خضرعلیه السّلام ، موسی علیه السّلام را به ناشكیبائى در امر علم آموختن توصیف مى كند. لازمه چنین توصیفى آن است كه مقام موسای غیر صابر و منزلت او در برابر افرادى صابر و خویشتن دار - همچون خضر - پائین تر مى باشد، افراد شكیبائى كه خداوند متعال به آن ها وعده كرامت داده و آن ها را به درود و رحمت و هدایت بشارت داده است .
ب - خضر علیه السّلام با چنین تعبیرى كه استطاعت و توانائى موسی علیه السّلام را بر صبر و خویشتن دارى در برابر خود نفى كرده است ، ایجاب مى كند كه موسی علیه السّلام به سعى و كوشش‍در صبر و خویشتن دارى - همزمان با صبر خضر علیه السّلام - چشم طمع و امید ندوزد، و در صدد تحصیل اسباب چنین صبر و خویشتن دارى - كه غالباً براى بشر، مقدور و ممكن نیست - برنیاید. آنچه كه مناسب با شأن استاد است این است كه شاگرد (را) به صبر و شكیبائى توصیه و سفارش كند، نه آن كه عجز و ناتوانى او بر صبر را به وى اعلام نماید.
ج - در این آیه با حرف لَن : هرگز، قدرت و توانائى بر صبر و خویشتن دارى ، از موسی علیه السّلام سلب شده است . و طبق نظر اجتماعى از محقّقان و مفسرّان - از جمله : زمخشرى این حرف ، یعنى (لَن )، نفی ابد را اعلام مى كند (كه موسی علیه السّلام هرگز و براى هیچ زمانى توان صبر و خویشتن دارى در كنار خضر علیه السّلام را دارا نبوده است ). چنین تعبیرى موجب یأس و نومیدى و محرومیت موسی از صبر و خویشتن دارى در برابر اعمال خضر مى شد؛ چون این تعبیر و گزارش و پیش بینى ، به وسیله معلّم و مقتداى راستین موسی علیه السّلام ، یعنى خضر علیه السّلام ، گزارش و ابراز شده بود.
د این گونه تعبیر: اِنَّكَ لَن تَستَطِیعَ ... كه با حرف ِانَّ آغاز و تأكید شده است آن هم در طی جمله اسمیّه ، و نیز نفى استطاعت به وسیله حرف لَن، نمایانگر اعلام منتهاى عجز و ناتوانى و تضعیف طرف یعنى موسی علیه السّلام در صبر و خویشتن دارى است .
ه‍در همین تعبیر به این موضوع اشاره شده است كه ای موسی ! اگر پیش خود و با مطالعه خویشتن ، چنین مى پندارى كه فردى صابر و خویشتن دار مى باشى باید بدانى - كه به گاه بودن تو در كنار من - از حال خود، چنان كه باید و شاید، اطّلاع ندارى ؛ زیرا تاكنون با من ، مصاحب و همراه نشده اى (تا شعاع قدرت خویش را در صبر، بیازمائى و ظرفیت خود را بازیابى ). صبرى كه من از تو نفى مى كنم ، و به تو اعلام مى نمایم كه واجد آن نیستى ، صبر با من است . (و الاّ در صابر بودن تو - آنگاه كه با من همراه نباشى - تردیدى ندارم ). من به این حقیقت یعنى به عدم توانائى تو بر صبر با من ، اطّلاع بیشترى دارم ؛ چون نسبت به مقدار خواسته هاى علمى و نیز جهل و بى اطّلاعى تو درباره آنها، كاملاً واقفم .
و - در این تعبیر، هشدارى وجود دارد كه انسان را متوجّه عظمت و شكوه علم و دانش مى سازد و نشان مى دهد كه باید انسان در برابر عظمت علم ، سر تعظیم فرود آورد. علاوه بر این ، چنین تعبیرى به ما مى فهماند كه علمى آن چنانى ، به صبر و پایدارى شگرفى نیازمند است كه در عهده امكانات توانائى بشرهاى عادى نیست ؛ زیرا تردیدى نداریم كه موسای كلیم الله پیامبر علیه السّلام، از لحاظ مقام و منزلت ، برترین مردم ، و از نظر شخصیت ، بزرگ ترین فرد، و از لحاظ صبر و خویشتن دارى ، نیرومندترین اشخاص بوده ، و از لحاظ كمالات ، بر همه مردم ترجیح داشت ؛ (ولى مع هذا تحمّل علم و آگاهى هاى خضر علیه السّلام براى موسی علیه السّلام ، مقدور نبود.)
ز - هشدار دیگرى كه در تعبیر مذكور وجود دارد این است كه نباید علم را صرفاً در اختیار كسى قرار داد كه از صبرى نیرومند و رأیى صحیح و متوازن و جان و روانى مستقیم و معتدل برخوردار است ؛ چون علم عبارت از نورى است الهى كه شایسته نیست آن را در هر جائى و در اختیار هر كسى - بدون قید و شرط و هر طور كه پیش آمد - قرار داد. بلكه ناگزیر باید قبل از تعلیم علم ، محل و مورد و فرد را مورد توجّه و بررسى و آزمایش قرار داده و قابلیت او را از هر جهت احراز نمود.
ح - هشدار دیگرى كه در این تعبیر، نظر ما را به خود جلب مى كند این است كه علم باطن و درون - از لحاظ پایه و درجه - نیرومندتر از علم ظاهر مى باشد. و چنان علمى - بیش از علم ظاهر - به قوّت و استحكام باطن و استوارى صبر و خویشتن دارى نیاز دارد. به همین جهت موسی علیه السّلام - به مقدار استعداد خویش - داراى احاطه اى در علم ظاهر بود. و البتّه در تحمّل این علم ، بسیار قدرتمند بوده است . امّا علی رغم چنان احاطه علمى و نیروئى كه موسی علیه السّلام از لحاظ علم ظاهر، واجد آن بوده است ، مورد تهدید خضر علیه السّلام قرار گرفت ؛ به این معنى كه او را بیمناك ساخت كه براى تحمّل علم باطن ، قادر بر صبر و خویشتن دارى نیست . لذا او را به خاطر قلّت صبر، از تحمّل چنان عملى بر حذر ساخت .
منظور خضر علیه السّلام از مبالغه در اعلام و اظهار عجز و ناتوانى موسی علیه السّلام این بود كه ای موسی ! تحمّل علم باطن و سخت كوشى تو در فراگیرى آن ، بسى دشوار و ناهموار است . خضر علیه السّلام چنین هشدارى را در قالب بیان و تعبیرى آمیخته با تأكید، به موسی علیه السّلام اعلام كرد.
البتّه نباید چنین تصوّر نمود كه مقصود خضر علیه السّلام ، آن بوده است كه تحمّل علم باطن - به طور كلّى و به هیچ وجه - براى احدى امكان پذیر نیست ؛ (بلكه هدف او، اعلام به دشوارى و سختى و گران بار بودن تحمّل علم باطن بوده است ) و گرنه موسی علیه السّلام پس از اعلام مذكور، به خضر علیه السّلام نمى گفت :
سَتَجِدُنِی اِن شَاءَ اللهُ صَابراً ؛ به خواست خداوند، خواهى دید كه من ، فردى صابر و خویشتن دار و با ظرفیت هستم .
در آیات دیگری كه داستان موسی و خضر علیهما السّلام در آن ها به چشم مى خورد نكات جالبى درباره آداب و وظائف مربوط به تعلیم و تعلّم وجود دارد كه از لحاظ محتوى ، متناسب و همانند نكاتى است كه در مورد آیات یاد شده ، متذكّر شدیم . اگر كسى نكات مربوط به این آیات را بررسى كند به نكات دیگرى دست مى یابد كه در سایر آیات مربوط به داستان موسی و خضر علیهما السّلام ، وجود دارد كه انسان مى تواند با استمداد از رهنمودهاى آنها به سایر اهداف خویش دست یابد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 13 شهریور 1396 09:42 ق.ظ
of course like your web-site however you have to take a look at the spelling on quite a few of your posts.
Many of them are rife with spelling issues and I to find it very troublesome to tell the truth nevertheless
I'll certainly come back again.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 03:48 ب.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme.
Did you make this website yourself or did you hire someone to do it for you?
Plz answer back as I'm looking to create my own blog
and would like to find out where u got this from.
appreciate it
جمعه 5 آذر 1395 06:12 ب.ظ
عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بووووووووووووووووووووووووووووووووووددددددددددد.به دردم خیلی خورد
جمعه 5 آذر 1395 06:10 ب.ظ
عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بووووووووووووووووووووووووووووووووووددددددددددد.به دردم خیلی خورد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سلیمان پناهی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
بازدید کننده ی گرامی ضمن تشکر از حضور شما لطفاً نظر خویش را در مورد وبلاگ اینجانب و محتوای آن اعلام بفرمائید :







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :