تبلیغات
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم - آفت ها و آسیب هایی که یک مدیر باید به آن توجه کند :
سال ها مهر تو را در دل خود جا دادم گر کنم عمر هزاران ، به کسی پس ندهم
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم

اهمیت موضوع :

توسعه و پیشرفت هر جامعه ای مرهون موفقیّت های به دست آمده از ناحیه مدیریت می باشد. در فرآیند مدیریت اسلامی یکی از مهم ترین نکات در خور تأمّل انتخاب شایسته ترین افراد برای مسؤولیت های سالم در جامعه اسلامی است تا از یک سو اشتباهات و انحرافات احتمالی به حداقل برسد و از سوی دیگر جامعه در مسیر رشد و شکوفایی قرار گیرد.

وقتی جامعه ای بر اساس آرمان های دینی شکل گرفته باشد، امّا بر اساس افکار و ایدئولوژی مادّی و غیر مذهبی اداره می شود، بی تردید در بخش مدیریت آسیب های جبران ناپذیری را متحمّل خواهد شد که شناخت این آسیب ها امری ضروری است.

اصطلاح آسیب شناسی مدیریت، یعنی شناخت اشکالاتی که در حوزه حکومت متوجه امور اداری، سیاسی و اجتماعی شود که نگارنده سعی دارد در این مقال به بیان اهمّ آن ها از منظر امام علی(ع) بپردازد. امید است که در سال نوآوری و شکوفایی مورد توجه مسؤولین محترم نظام جمهوری اسلامی قرار گیرد تا سازمان ها و دوایر گوناگون کمتر با چالش های اجرایی، اداری و قانونی روبرو شوند.

خودخواهی و غرور

اولین عامل آسیب زا در حوزه مدیریت و امور اجتماعی غرور و خودخواهی است که معمولاً پس از رسیدن به مقام در برخی از مسؤولین و مدیران مشاهده می شود. در اثر غفلت از حقیقت، بشر ممکن است به محض رسیدن به ریاست دچار تکبّر و خودپسندی شود که این رذیله اخلاقی بزرگ ترین آفت کاری اوست و می تواند تمام آثار مثبت مسؤولیت وی را از بین ببرد. اینجاست که حضرت علی(ع) همواره کارگزاران و مدیران نظام اسلامی را به دوری از تکبّر و خود بینی توصیه می کند. آن حضرت در عهدنامه خود به مالک اشتر چنین می فرماید:

«ایّاک و الاعجاب بنفسک و الثّقة بما یعجیک منها و حبّ الاطراء فانّ ذلک من اوثق فرص الشّیطان فی نفسه لیمحق ما یکون من احسان المحسنین؛(1) مبادا هرگز دچار خودپسندی شوی و به خوبی های خود اطمینان کنی و به پرهیز از این که دوست داشته باشی دیگران تو را ستایش کنند، زیرا حالت غرور و خودپسندی مناسب ترین فرصت برای شیطان است تا کردار نیک نیکوکاران را نابود کند.»

بر اساس اندیشه سیاسی امام علی(ع) غرور و خودخواهی بزرگ ترین آفت مدیریت است که زمامداران و مدیران را به سوی خودکامگی و سرانجام ذلّت و خواری می کشاند، بنابراین مسؤولین نظام اسلامی نباید در اثر این صفت رذیله، گرفتار وسوسه های شیطانی شده و از راه حق خارج شوند، بلکه همیشه باید مواظب باشند تا به غرور و خود بینی دچار نگردند.

جدایی میان مردم و مسئولین

یکی دیگر از آسیب هایی که مسؤولین و مدیران را از مسیر اصلی حکومت و مدیریت منحرف می سازد، جدایی میان مسؤولین و مردم است. امام علی(ع) در سیره خود همواره کارگزاران و مسؤولین حکومتی را نسبت به این آسیب مهم هشدار می داد و به آنان می فرمود که میان خود و عموم مردم نباید هیچ گونه فاصله و مانعی قرار دهید. آن حضرت خطاب به مالک اشتر می فرماید:

«فلا تطوّلنّ احتجابک عن رعیّتک فانّ احتجاب الولاة عن الرّعیّة شعبة من الضّیق و قلّة علمٍ بالامور و الاحتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فیصغر عندهم الکبیر و یعظم الصّغیر و یقبح الحسن و یحسن القبیح و یشاب الحقّ بالباطل؛(2) هیچ گاه خود را به مدّت طولانی از مردم پنهان مکن، زیرا دور بودن زمامداران از چشم عموم مردم خود موجب نوعی محدودیّت و بی اطلاعی نسبت به کارهای مملکت است. پنهان شدن زمامداران آگاهی آنان را نسبت به بسیاری از مسائل از بین می برد، در نتیجه بزرگ نزد آنان کوچک و کوچک نزد آنان بزرگ می شود و نیز کار نیک زشت و کار زشت زیبا جلوه داده می شود و حق با باطل آمیخته می گردد.»

از این رو مدیریت پسندیده در اداره امور باید پاسخگوی نیازها و پرسش ها و جهت دهنده مسیر توده های مردم باشد.

بی توجهی به قشر آسیب پذیرو محروم

از دیگر آسیب های رفتاری مسؤولان و مدیران، کم توجهی یا بی توجهی به طبقه محروم و قشر آسیب پذیر جامعه است.

مولای پرهیزگاران در نهج البلاغه مدیران و کارگزاران را به توجه بیش تر به قشر محروم جامعه و تأمین خواسته های آنان توصیه نموده است. آن حضرت به مالک اشتر چنین می فرماید: «مبادا سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به محرومان باز دارد که هرگز انجام کارهای فراوان و مهم عذری برای ترک مسؤولیت های کوچک تر نخواهد بود. همواره در فکر مشکلات آنان باش و از آنان روی بر مگردان. امور کسانی از فقرا را رسیدگی کن که به ظاهر به چشم نمی آیند و دیگران این قشر را کوچک می شمارند و کم تر به تو دسترسی دارند.»(3)

حضرت علی(ع) در ادامه به این نکته اشاره می کند که من از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «لن تقدّس امّة لایؤخذ للضّعیف فیها حقّه من القویّ غیر متتعتعٍ؛(4) ملّتی که حق ناتوان را از زورمندان باز نستاند، رستگار نخواهد شد.»

پس مدیران در جامعه اسلامی علاوه بر تأمین نیازهای اولیه محرومان از بیت المال باید برای استرداد حقوق از دست رفته آنان اقدام نمایند و وظیفه دارند که علل و عوامل ثروت های بادآورده را شناسایی و ریشه کن کنند و اجازه ندهند که عدّه ای با تجاوز به حقوق دیگران، به انباشت ثروت نامشروع بپردازند.(5)

انحصار طلبی

انحصارطلبی آن است که مدیر و کاگزار در حوزه قدرت و اختیارش همه چیز را به خود و خویشاوندانش اختصاص دهد، بدین معنا که قدرت، امکانات و دیگر امتیازات اجتماعی را به اقوام و دوستان خود اختصاص دهد و دیگران را از آن ها محروم سازد. امیرالمؤمنین علی(ع) در اندیشه سیاسی خود فرمانروایان و کارگزاران را به شدّت از این مسئله برحذر داشته، به طوری که به مالک اشتر می فرماید: «از امتیاز خواهی بپرهیز و چیزی را که همه مردم نسبت به آن یکسان هستند به خود اختصاص مده. هر کارگزار و مسؤولی نزدیکان و خویشاوندانی دارد که توقع برتری، امتیازخواهی و دخالت در قراردادها بدون رعایت انصاف را دارند، ولی تو چاره ای بیندیش و به هیچ یک از اطرافیان و وابستگان چیزی از مال، زمین و...واگذار مکن و مبادا در تو طمع کنند تا قراردادی به سود آنان منعقد کنی، زیرا این کار مایه ضرر سایر مردم می گردد.»(6)

از فرمان های امام علی(ع) به مسؤولین و مدیران نظام اسلامی چنین بر می آید که انحصارطلبی بزرگ ترین آفت دولت است.

تاریخ جهان دولت های فراوانی را سراغ دارد که در اثر انحصارطلبی زمامداران و مدیران به سرعت رو به ضعف رفته و زمینه زوالشان فراهم گردیده و نابود شده اند .امروزه نیز زمامداران و مسؤولین بسیاری از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی گرفتار انحصارطلبی های گوناگون حزبی، نژادی، زبانی و مذهبی هستند که همین عوامل موجب نابسامانی های حکومتی شده است، بسیاری از جنگ ها و تجاوزها در جهان معلول انحصارطلبی زمامداران است، از این رو دست اندرکاران امور حکومتی باید تلاش نمایند تا با تربیت درست مدیران و مسؤولین از بروز این آفت جلوگیری کنند.

ورود افراد نا لایق به حوزه مدیریت

ورود افراد نالایق به حوزه مدیریت یک جامعه ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ارزش های آن جامعه می زند.

حضرت علی (ع) درباره انسان های بیمار و ناکارآمد می فرماید: «فانّ المتکاره مغیبه خیرٌ من مشهده و قعوده اغنی من نهوضه؛(7) سست عنصران ناراضی نبودشان بهتر از حضورشان و بی کاری آنان از اقدامشان مفیدتر است.» واگذاری امور به افراد نالایق و ناآگاه از آسیب های مدیریتی است. با توجه به گستره دامنه دار مدیریّت و مسؤولیت نباید کارها به کسانی سپرده شود که احساس وظیفه نکنند و نتوانند بار سنگین این رسالت را تا پایان بر دوش بکشند.

داستان حضرت یوسف(ع) و اشاره آن حضرت به استعداد و قابلیّت خویش در اداره امور اقتصادی مؤیّد مطالب مزبور است. قرآن کریم از زبان این پیامبر(ع) می فرماید: «قال اجعلنی علی خزائن الارض انّی حفیظٌ علیمٌ؛مرا سرپرست گنجینه های سرزمین مصر قرار بده، زیرا امانت داری با وفا و آگاه هستم.»

مولای پرهیزگاران(ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر درباره انتخاب مدیران لایق این گونه توصیه می کند: «و اجعل لرأس کلّ امرٍ من امورک رأساً منم لایقهره کبیرها و لایتشتّت علیه کثیرها؛(8) برای هر یک از کارها رییس و مدیری انتخاب کن، مسؤولی که کارهای بزرگ او را مغلوب نسازد و زیادی کارها وی را پریشان و خسته نکند.»

بنابراین شایستگی، کاردانی و تعهد و در یک کلام شایسته سالاری برخاسته از دین یکی از لوازم اساسی در مدیریت در عرصه فرهنگی، اداری و اجتماعی است.

روزمزمرگی و جرئی نگری

یکی دیگر از عوامل آسیب زا در موفقیّت مدیران، عدم شناخت اولویت ها و طبقه بندی کارهاست. پرداختن به کارهای روزمره و اداری بدون اولویت بندی زمینه سردرگمی را فراهم می نماید. هم چنین اقدام به امور جزئی و غیر ضروری پردازش کارهای مهم را به تعویق می اندازد.

امام علی(ع) راز کامیابی در مدیریت را دوری از امور کوچک و پرداختن به امور مهم می داند و در این زمینه می فرماید: «به دنبال کارهای مهم برو و از پرداختن و دل مشغولی به کارهای غیرضروری بپرهیز، زیرا با ترک کارهای غیر مهم زمینه رسیدگی به امور اساسی فراهم می آید.»(10)

بی تردید در مقوله پر ارزش و مهم مدیریت هرگونه سستی و جزئی نگری و نداشتن اولویت بندی، چیزی جزء انهدام و پاشیدگی به دنبال نخواهد آورد. آن حضرت باز در این زمینه می فرماید: «من اشتغل بغیر المهمّ ضیّع الاهمّ؛(11) هر کس خود را به امور جزیی مشغول سازد، زمینه پاشیدگی و تضییع مسائل مهم تر را فراهم نموده است.»

بنابراین بر مدیران و برنامه ریزان لازم است تا خود را از بند مسائل جزئی و امور غیر مفید برهانند و با اولویت شناسی زنجیره ای از زمینه های کاری سنجیده شده را به ترتیب اهمیّت فراهم آورند تا با تمرکز نیروها بر یک محور، کارها با سرعت و دقّت بیش تر به پیش روند. با توجه به مطالب یاد شده پرداختن به امور اساسی و اولویت شناسی و داشتن طرح و برنامه ای کلی می توان مدیریت سازمان ها و ادارات را با سرعتی مطمئن به سوی اهداف تعیین شده به پیش برد.

ناهماهنگی

سهل انگاری در مدیریت و ناهماهنگی در سازمان دهی منابع انسانی و غیر انسانی تلاش ها را در درون مجموعه خنثی می کند و موجب دوباره کاری، تخریب نیروها و حتّی دور شدن از اهداف اصلی خواهد شد.

ساختن نظامی پیوسته، هماهنگ و متمرکز بدون مدیران هم دل و هم سو ممکن نیست، از این رو انتخاب همراهانی دلسوز می تواند به ساختاری فرهنگی، اجتماعی، نظام مند و پیشروی به سوی هدف مشترک منجر شود.

مولای مؤمنان در اشاره به همین مسئله در توصیه ای به مالک اشتر بر ایجاد شبکه ای از مسؤولان همدل و فداکار تأکید می کند: «ولیکن آثر رؤوس جندک عندک من واساهم فی معونته؛(12) فرماندهان تو باید کسانی باشند که از همه بیش تر به سربازان کمک رسانند و از امکانات مالی خود بیش تر در اختیارشان بگذارند.» بنابراین یکی از عوامل هدر رفتن و فرسایش نیروها در مجموعه یک سازمان، سهل انگاری و روی برتافتن از مدیریت صحیح است.

خود رأیی

تحقیقات نشان داده است مدیرانی که در کارها و برنامه های خود با افراد نخبه و کارشناس مشورت می کنند، در امور اداری و اجتماعی کم تر گرفتار خطا و لغزش می شوند و بیش تر امور آنان با موفقیت کامل تحقق می پذیرد. بر عکس مدیران و مسؤولانی که مستبد هستند و خود را بی نیاز از افراد، دیگران و تبادل نظر با آنان می دانند هرچند از نظر موقعیّت و مقام جایگاه والایی دارند، ولی بیش تر به خطاهای بزرگ دچار می شوند و خود را به هلاکت می اندازند.

حضرت علی(ع) در این زمینه می فرماید: «من استبدّ برأیه هلک و من شاور الرّجال شارکها فی عقولها؛(13) کسی که خود رأی باشد، هلاک می شود و کسی که با افراد صاحب اندیشه مشورت کند، در عقل آنان شریک می شود.»

تلاش در عرصه مشاوره و نظارت بر عملکرد زیر مجموعه یکی از مؤلّفه های مهم در مدیریت صحیح و سالم است.

نبود نظارت و کنترل

نبود کنترل و نظارت بر عملکرد یک زیر مجموعه، اصل مدیریت و ریاست را دچار مشکل می کند. از آن جایی که دین مبین اسلام دینی کامل و جامع است، در این زمینه دستوراتی دارد و مسؤولین سازمان ها را به داشتن یک نظام دقیق و عادلانه نظارت و بررسی سفارش می کند، زیرا که سلامت و موفقیّت هر مجموعه و سازمانی وابسته به وجود نظارت و بازرسی دقیق در آن سازمان است.

امام علی(ع) در عهدنامه معروف خود به مالک اشتر درباره نظارت چنین دستور می دهد: «ثمّ تفقّد اعمالهم و ابعث العیون من اهل الصّدق و الوفاء علیهم فانّ تعاهدک فی السّر لامورهم حدوةٌ لهم علی استعمال الامانة و الرّفق بالرّعیة...؛(14) با فرستادن مأموران مخفی و راستگو و با وفا کارهای کارگزاران را زیر نظر بگیر، زیرا بازرسی مداوم و پنهانی سبب می شود که آنان به امانت داری و مدارا با زیر دستان ترغیب شوند.»

آن حضرت در دوران حکومت خود در زمینه نظارت و مراقبت بر کارگزاران و مسؤولین بسیار دقیق و هوشیارانه عمل می کرد. نامه هایی که برای کارگزاران و عمّال خود در شهر و استان های گوناگون می نوشت و در آن ها نقاط قوّت و ضعف آنان را متذکّر می شد گویای این مطلب است که امام همواره بازرسان و ناظران مخفی بر کارگزاران و مسؤولان جامعه می گماشت تا کلیه رفتار و عملکردشان را به طور دقیق زیر نظر بگیرند و نتیجه این نظارت و بررسی را برای آن حضرت گزارش کنند.

فقدان عدالت اجتماعی

آخرین عامل آسیب زا در حوزه مدیریت و امور اجتماعی که در این نوشتار بدان اشاره می شود، فقدان عدالت اجتماعی در متن جامعه است. نبود عدالت در حوزه مدیریت ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ارزش های راستین جامعه می زند و مسؤولین و مدیران را از مسیر اصلی حکومت و مدیریت منحرف می سازد.

امام علی(ع) برای زدودن شرایط ناعادلانه زندگی و دست یابی به عدالت، آن هم با توجّه به بی عدالتی جامعه آن روز که حکومت خلیفه سوم به آن دامن زده بود، شعار عدالت اجتماعی را مطرح کرد و در راه تحققّ آن سیاست هایی را در پیش گرفت.

سراسر زندگی امام نشان دهنده اعتدال و اجرای عدالت در جامعه است. ظلم ستیزی و مبارزه با ستم و بیدادگری چه در دوران حکومت و چه پیش از آن از ویژگی های زندگی امام متقین است. آن حضرت به مالک اشتر در این زمینه می فرماید: «برترین چیزی که موجب چشم روشنی والیان می شود، برقراری عدالت در جامعه و آشکار شدن علاقه رعایا نسبت به آنان است.»(15)

علی(ع) در این فراز از گفتار خود به مالک او را به رفتار عادلانه با مردم و پرهیز از ظلم و ستم و دوری از تبعیض در بین آنان سفارش می کند، یعنی مدیران و مسؤولین نباید خود و بستگان خویش را در مسائل شخصی و امتیازات اجتماعی بر دیگران مقدّم بدارند، زیرا در صورتی که مسؤول یک سازمان عدالت را رعایت نکند، مرتکب ظلم شده است. چنین مسؤولی محبوبیّت مردمی خود را از دست می دهد. طبیعی است که با رفتار ناعادلانه و تبعیض آمیز مسؤولین نارضایتی عمومی پدید می آید و در اثر آن پایه های قدرتشان به تدریج رو به ضعف می رود. بر این اساس یکی از ویژگی های مدیران و کارگزاران طبق فرمان های حکومتی حضرت علی بن ابی طالب(ع) عدالت خواهی است، بنابراین مسؤولین نظام اسلامی باید از چنین خصوصیّتی برخوردار باشند تا بتوانند حق و عدالت را در جامعه اجرا نمایند.

امروز بیش از هر زمان دیگر به خصوص در نظام جمهوری اسلامی ضرورت این موضوع (عدالت خواهی) احساس می شود، زیرا نظام مقدّس جمهوری اسلامی برای رسیدن به اهداف و آرمان های جدید خود نیازمند نیروهای متخصص و کاردان است که دارای ویژگی های تعهد و عدالت خواهی باشد که اگر این خلأ ایجاد شود، نظام اسلامی با چالش های اجرایی و قانونی روبرو می شود.

منابع :

1. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 53، ص 588.  2. همان، ص 584. 3. همان، ص 582. 4. همان، ص 584.

5. اخلاق کارگزاران، آیت اللّه جوادی آملی، ص 134. 6. مأخذ قبل، ص 586. 7. همان، نامه 4، ص 484. 8. سوره یوسف، آیه 55. 9. مأخذ قبل، نامه 53، ص 580. 10. همان، نامه 25، ص 504. 11. میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج 8، ص 513. 12. همان، ج 5، ص 514. 13. نهج البلاغه، نامه 53، ص 574. 14. همان، حکمت، 161، ص 664. 15. همان، نامه 53، ص 587. 16. همان، ص 575.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سلیمان پناهی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
بازدید کننده ی گرامی ضمن تشکر از حضور شما لطفاً نظر خویش را در مورد وبلاگ اینجانب و محتوای آن اعلام بفرمائید :







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :