تبلیغات
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم - چگونه وجود خدا را برای یك كافر اثبات كنیم؟
سال ها مهر تو را در دل خود جا دادم گر کنم عمر هزاران ، به کسی پس ندهم
تجربیات فرهنگی ، تربیتی معلم

فرد كافر از آنجا كه به وجود امری ماورای طبیعی بنام خدا اعتقادی ندارد از این رو نمی توان با دلایل نقلی با او به گفتگو نشست. لذا در گفتگو با او باید از دلایل عقلی و نیز دلایلی مدد برد كه در پرتو آن حجاب غفلت و بی توجهی از چهره عقل او به زدوده گردد و به امر غیر مادی و ماورای طبیعی اعتراف نماید. در كنار دلایل عقلی استفاده از دلایل تجربی نیز بسیار كارساز خواهد بود چراكه ، ذهن او با عالم مادی عجین گشته است و چه بسا جدا سازی او از عالم مادی و معرفی عالم غیر مادی بدون بهره گیری از موارد بدیهی مادی كاری بسیار دشوار باشد. از این رو ، در كنار استفاده از دلایل عقلی طرح دلایل تجربی نیز ضروری می نماید
وجود خداوند بیشتر شناختنی است تا اثبات كردنی، زیرا منظور از خداوند، متن هستی و حقیقت وجود است و ما در اصل هستی و حقیقت وجود شك نداریم تا بخواهیم آن را اثبات كنیم. به یقین می دانیم كه جهان هستی هست، ما هستیم و هستی هست. با درك ذات هستی، به وجود خداوند اعتراف كرده ایم، ولی باید ببینیم این هستی دارای چه خصوصیات و ویژگی هایی است (اسما و صفات) و رابطه مخلوقات با ذات وجود چیست.
بنابراین شناخت خداوند مبتنی بر تصور صحیح از او است. خدای متعال متن وجود و حیات و قدرت ساری و جاری در تمام هستی است. هیچ ذره ای در جهان هستی نیست كه در باطن و ظاهر آن خدای متعال با وجود، حیات و قدرت و علم و سایر صفات خویش حضور و ظهور نداشته باشد. تمامی پدیده های جهان، ظهور صفات خداوندی هستند و شما می توانید از پس هر پدیده و صفت كمالی كه در هستی مشاهده می كنید، ذات وجود و خدای متعال را مشاهده نمایید، خداوند، یعنی منبع وجود، حیات، علم، قدرت و سایر كمالاتی كه در طبیعت و تمام هستی ظهور و نمود دارد. رسیدن به شناخت عمیق و عرفانی خداوند مستلزم تلاش فراوان و گذر از مراحل و مراتب خداشناسی است كه درادامه بدان اشاره خواهیم نمود
مشكل شناختى انسان نسبت به خداوند، یك مشكل تصدیقى نیست، تا بحث شك كه از مباحث تصدیقى است بر آن مطرح باشد. مشكل انسان در این زمینه بیشتر یك مشكل تصورى است. وجود خداوند موضوعى است كه اگر خوب تصور شود، تصدیق آن از بدیهیات است و از نظر علمى شك در بدیهیات بى‏معنا است
به نظر ما مشكل در این رابطه، مشكل شك و یقین و مربوط به حوزه تصدیقات نمى‏باشد. مشكل بیشتر یك مشكل تصورى و شناختى است و مربوط به حوزه‏ى تصورات استدر قرآن كریم بحث اثبات اصل وجود خدا به هیچ وجه دنبال نشده است و حتى یك دلیل براى اثبات وجود خداوند در آن یافت نمى‏شود. آنچه در قرآن كریم در این زمینه وجود دارد مربوط به بحث توحید خداوند و صفات وكمالات و افعال اوست و كار استدلال و اثباتى كه در تألیفات وجود دارد تماما مربوط به فلاسفه و متكلمین است.قرآن كریم در مورد كسى كه نسبت به وجود خداوند شك دارد و یا خیال مى‏كند كه شك دارد مى‏فرماید: «أفى الله شك فاطر السموات و الارض؛ آیا در وجود خدا شك مى‏كنید، كسى كه خالق آسمان‏ها و زمین است»، (ابراهیم / 10). این آیه بدین معنى است كه با دیدن آسمانها و زمین، شك نمودن در خالق آنها شكى معقول نمى‏باشد.
امیرالمؤمنین على(ع) در این زمینه كلام بسیار زیبائى دارد. ایشان فرموده است: تعجب مى‏كنم از كسى كه خلق خدا را مى‏بیند ولى در وجود خالق آنها شك مى‏كند، (نهج‏البلاغه، حكمت 121، ص 422
شك در وجود خدا مانند آن است كه انسان ساختمانى را ببیند و در وجود بنّاى آن شك نماید، كتابى را مطالعه كند؛ ولى نسبت به وجود نویسنده آن شك كند، شعرى را بخواند؛ ولى در وجود شاعر آن شاكّ باشد و یا به قول متكلمین، صنع را مشاهده نماید؛ ولى در وجود صانع آن شك داشته باشد، به نظر فلاسفه، با معلول آشنا باشد، ولى در وجود علت آن شك نماید و یا به بیان عرفا، مظهر را ببیند؛ ولى در وجو مُظهر آن تشكیك نماید. آیا به نظر شما چنین شك هائى معقول است؟ تصور خدا
اكثر آدمها خیال مى‏كنند وجود خدا یك حقیقت عجیب و غریب و دور از دسترس فكر و اندیشه‏ى انسان است
تصورى كه اكثر مردم از خدا دارند، تصور درستى نیست؛ تصور خدائى است كه ساخته‏ى ذهن خود آنها است و یا تصورى كاملاً گنگ و مبهم است. حتی مؤمنان از مردم نهایتا اعتراف مى‏كنند كه خدائى هست و این عالم بالاخره خالقى دارد و به او ایمان نیز دارند؛ ولى مشكل آنها این است كه نمى‏دانند او كیست و چیست و برخى حتى معتقدند كه این موضوع اصلاً دانستنى نیست؛ در حالى كه اولیاء الهى و علماء ربانى نه تنها شناخت او را ممكن مى‏شمارند و مدعى معرفت یقینى او هستند، بلكه او را دیدنى نیز مى‏دانند و دم از رؤیت و شهود او مى‏زنند. على(ع) در این زمینه فرموده است: من قبل از اینكه چیزى را مشاهده نمایم و همراه با آن و پس از آن، خداى را مى‏بینم.
از نظر عارف، كل هستى عبارت است از ذات و صفات و افعال الهى و یا به تعبیرى مظاهر الهى، ذاتى كه از طریق صفات جمالى و جلالى خود در مظاهر و پدیده‏هاى مادى و مجرد جهان هستى ظهور نموده است و ما مظاهر همان ذات یگانه‏ایم.
روى این حساب كه تمام جهان هستى پر از ذات و صفات و افعال الهى است و ما هر چه مى‏بینیم، مى‏شنویم، حس مى‏كنیم و یا تعقل و مشاهده مى‏نمائیم همه و همه منحصر به افعال، صفات و ذات الهى است و تصور «غیر از خدا» به هیچ وجه مصداق خارجى ندارد، حضرت سیدالشهداء(ع) در زیارت عرفه مى‏فرماید: «الغیرك من الظهور ما لیس لك؛ آیا براى غیر تو ظهورى هست كه آن ظهور، ظهور تو نباشد». در چنین فضائى، خود شما قضاوت نمائید كه اصولاً شك و اثبات وجود خدا، چه معنائى مى‏تواند داشته باشد
بنابراین به طور اصولى موضوع وجود خدا یك موضوع ثبوتى است و نه اثباتى و قابل تشكیك نیز نمى‏باشد. خداى را باید با خود خداى شناخت و غیر از این هم چاره‏اى نیست؛ زیرا چیزى غیر از او وجود ندارد تا ما بواسطه آن بخواهیم خدا را بشناسیم و اثبات نمائیم. در دعاى ابو حمزه ثمالى مى‏خوانیم: «الهى بك عرفتك و انت دللتنى علیك و دعوتنى الیك و لولا انت لم ادر ما انت؛ بارپروردگارا من تو را به واسطه خود تو مى‏شناسم و تو خود راهنماى من به سوى خود هستى و به سوى خود دعوتم نموده‏اى و اگر تو نبودى من تو را نمى‏شناختم»، (خدا، هستى مطلق و مطلق هستى). اهل معرفت در زمینه تصور و شناخت خداوند بسیار روشن، واقعى، زیبا و بى‏اشكال سخن گفته‏اند. از نظر عارف، همانطور كه قبلاً اشاره شد، تمام هستى عبارت است از وجود و مظاهر آن. منظور ایشان از وجود، ذات حق تعالى است. ذاتى كه داراى صفات كمال است و از طریق صفات خود به صورت اشیاء، انسان و سایر مظاهر خلقى، ظهور نموده است
دریا، كوه، زمین، آسمان و من و تو وجود داریم؛ ولى وجود نیستیم. وجود و هستى منحصر به حق تعالى است و غیر او هر چه هست، مظاهر آن وجود یگانه است.
انسان غیر از وجود و وجود غیر از انسان است. وجود، همان حق تعالى است و انسان ظهور آن ذات بى‏همتا است. ما وقتى مى‏گوئیم: من هستم، معنایش این است كه هستى در تمام هیكل و اعضاء و جوارح من سریان و حضور دارد و این بدین معنا است كه خداى در تمام آنچه كه ما آن را من مى‏نامیم، حضور و ظهور دارد و باز این بدین معنا است كه من چیزى جز فعل وجود و ظهور حق تعالى نیستم.
روى این حساب، ما پر از وجودیم و پر از خدائیم و هستى پر از خدا است و هیچ چیزى از خدا به ما نزدیكتر نیست «و هو اقرب الیك من حبل الورید» (اشاره به «آیه 16 ، سوره ق» دارد) شك در وجود خدا، شك در وجود خودمان است، شك در وجود هستى است، شك در وجود وجود است. آیا ممكن است كسى بتواند در وجود وجود، شك نماید؟ آیا چنین شكى معقول است.
خدا، هستى مطلق و مطلق هستى است. ما اگر تمام وجودها را با هم جمع بزنیم و آن را بدون هرگونه تعیین، تقید و ظهورى تصور نمائیم، توانسته‏ایم وجود مطلق ذات خداوندى را ادراك نمائیم و سریان و حضور او را در تمام هستى ببینیم.
انسان برای رسیدن به خداوند و وصول به لقای پروردگار به دو نوع سیر و سلوك نظری و سیر و سلوك عملی نیاز دارد. سلوك نظری برای شناخت هر چه بهتر خداوند و قرب علمی به او است و سلوك عملی برای نزدیك شدن و قرب عملی به خدای متعال می باشد. هر یك از سلوك نظری و عملی دارای مراحل و منازل و روش ها و شرایط فراوانی است كه اشاره به آنها در یك پاسخ نامه نمی گنجد. پس در حال حاضر و به ناچار تنها به روش كلی آن اشاره می كنیم و منابعی نیز معرفی می گردد.
روش های شناخت خداوند:
ما برای شناخت خدای متعال سه راه در پیش روی خود داریم كه به صورت مرحله ای طی می شوند.
 
مرحله اول شناخت او با آیات آفاقی و انفسی است. این همان راه شناخت خداوند از طریق نشانه های او در طبیعت و روش تجربی است و لازم است كه انسان در ابتدای راه شناخت از طریق شناخت طبیعت و نشانه های تكوینی و و همچنین مطالعه آیات تدوینی قرآن كریم به معرفت خدای متعال دست یابد
البته شناخت خداوند منان با آیات انفسی مفیدتر است ( من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است.
بنابراین اندیشیدن در آیات آفاقی و انفسی به شناخت خداوند منتهی می‌شود و این نیز به نوبة خود راهنمای انسان به سوی حق و شریعت الهی خواهد بود.
این راه كه در كتاب شریف توحید مفضل پی گیری شده است بهترین راه خدا شناسی برای مبتدیان است
مرحله  دوم شناخت خداوند از طریق عقل است. نیرویی كه بیشتر عمل كردش محاسبه و درك وجودات وصفی و صفات الهی است. این روش طریق خواص از مردم می‌باشد، كسانی كه پس از مطالعه در طبیعت و آیات تكوینی او در خلقت، از طریق استدلال و برهان عقل و فلسفه و حكمت به شناخت خدای تعالی می پردازند

مرحله سوم شناخت خداوند لطیف از طریق رؤیت و ابزار دل می‌باشد كه طریق اولیاء است و همگان را به آن راه نیست مگر مسیری كه به عنوان سیر و سلوك نظری ترسیم شده طی نمایند, یعنی از طریق طبیعت و شناخت آفاقی و انفسی به عقل و استدلال عقلی راه یابند و با گذر از عقل به عشق و عرفان برسند و اهل مشاهده و معاینه و وصول به حق تعالی شوند.
این سخن مولای عارفان علی(ع) و همچنین اهل معرفت است كه گفته اند: من در همه چیز خدا را می بینم. خدای واقعی همان است كه در همه چیز ظهور دارد و نهایت عرفان اهل معرفت هم همین است كه خدا را در همه چیز ببینند. از دیدگاه عرفان خدای تعالی همان متن وجود و هستی است و هر چه كه غیر ذات هستی وجود دارد مظاهر او است. مظاهر هم در حقیقت او را نشان می دهند چون ظهور او هستند و اگر انسان دقت كند خداوند را در تمام مظاهر هستی خواهد دید و می توان گفت اشیا در حقیقت آینه هایی هستند كه خداوند را نشان می دهند و به قول قرآن كریم آیه ها و نشانه های او هستند. منتهی باید توجه كنید كه اینگونه رویت مخصوص اهل معرفت است و اهل عقل و فلسفه و همچنین اهل تجربه و علم از آن محرومند، مگر اینكه ایشان نیز چنین اعتقاد و كنكاشی را بپذیرند و رو به سوی عرفان و شهود خدای متعال بیاورند.
به بیان دیگر ، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالی را حاصل می‌كنند. اول تقلید كه در این روش خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته می‌شود، دوم تحقیق و استدلال كه در این روش خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته می‌شود و سوم كشف و رویت كه در این روش خدای متعال به واسطه مكاشفات درونی، شناخته می‌شود.
خداوند در قرآن نیز بسیار از طبیعت و آفرینش موجودات یاد كرده و ما را به توجه بدان ترغیب نموده است، آیاتی كه یا اشاره به خود طبیعت و آثار آن دارد و یا به واقع و حوادث واقع شده در جهان اشاره می كند، آیاتی مانند؛ آیه 17 و 18، سوره غاشیه أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَى اْلإِبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ كَیْفَ رُفِعَتْ؛ آیا به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفریده شده و به آسمان كه چگونه برافراشته شده
و آیه 5 سوره طارقفَلْیَنْظُرِ اْلإِنْسانُ مِمَّ خُلِق؛ پس انسان باید بنگرد كه از چه آفریده شده است
آیه 185، سوره اعراف أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ یَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فبای حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُون؛ آیا در ملكوت آسمانها و زمین و هر چیزى كه خدا آفریده است ننگریسته‏اند و اینكه شاید هنگام مرگشان نزدیك شده باشد پس به كدام سخن بعد از قرآن ایمان مى‏آورند
آیه 5، سوره ق أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَیْفَ بَنَیْناها وَ زَیَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ؛ مگر به آسمان بالاى سرشان ننگریسته‏اند كه چگونه آن را ساخته و زینتش داده‏ایم و براى آن هیچ گونه شكافتگى نیست

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 14 مرداد 1396 02:21 ب.ظ
Quality posts is the key to attract the users to visit the web page, that's
what this site is providing.
یکشنبه 11 تیر 1396 11:20 ق.ظ
Hi there, You have done a great job. I will definitely digg it and individually suggest to my friends.
I'm confident they will be benefited from this web site.
یکشنبه 11 تیر 1396 11:16 ق.ظ
Hi there, You have done a great job. I will definitely digg it and individually suggest to my friends.
I'm confident they will be benefited from this web site.
جمعه 9 تیر 1396 06:33 ق.ظ
These are actually great ideas in about blogging. You have touched some fastidious points here.

Any way keep up wrinting.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:15 ق.ظ
I don't even understand how I finished up here, but I believed this put up used to be good.
I do not realize who you're however certainly you're going to a famous blogger
in the event you aren't already. Cheers!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 11:05 ق.ظ
Hi, all is going fine here and ofcourse every one
is sharing data, that's truly fine, keep up writing.
چهارشنبه 18 آذر 1394 01:35 ب.ظ
انشاالله همه مردم دنیا مسلمان شوند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سلیمان پناهی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
بازدید کننده ی گرامی ضمن تشکر از حضور شما لطفاً نظر خویش را در مورد وبلاگ اینجانب و محتوای آن اعلام بفرمائید :







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :